الشيخ المنتظري
145
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
« كان يقول » ماضى استمرارى است و دلالت بر دوام و استمرار فعل بعد از « كان » دارد ; « كان يقول » يعنى معمولاً اين بيانات را مىفرمودند . آموزشهاى رزمى « مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِينَ ، اِسْتَشْعِرُوا الْخَشْيَةَ وَتَجَلْبَبُوا السَّكِينَةَ ، وَعَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ ، فَاِنَّهُ اَنْبَى لِلسُّيُوفِ عَنِ الْهَامِ » ( اى جماعت مسلمانان ترس از خدا را شعار خود گردانيد و وقار و آرامش را پوشش خود قرار دهيد ، و دندانهاى خود را به روى هم فشار دهيد ، زيرا اين عمل شمشيرها را از سرها كُند كننده تر است . ) « معاشر المسلمين » در اصل « يا معاشر المسلمين » است كه حرف نداى آن را حذف كرده اند ; يعنى اى جمعيّت مسلمانان . اين خطاب را به لشگر خود فرموده و اين طور استفاده مىشود كه گويا حضرت لشگر معاويه را مسلمان ندانسته است ، براى اين كه همان كار آنها يك مرتبه اى از كفر است . فرموده اند : اى جمعيّت مسلمانان « استشعروا الخشية » ترس از خدا را شعار خود قرار دهيد . « شعار » از مادّه « شَعْر » به معناى مو است ; معمولا عرب به پيراهن زير به اين جهت كه با موى بدن تماس دارد « شعار » مىگويد ، و در مقابل آن « دثار » است كه به لباس رو گفته مىشود ; بنابراين « استشعروا الخشية » يعنى ترس از خدا را به جان خود بچسبانيد و واقعاً از خدا بترسيد . « و تجلببوا السّكينة » و وقار و آرامش را لباس رويين خود قرار دهيد . « تجلببوا » از مادّه « جلباب » به معناى لباس رويين است ; مثلا به چادر زنان كه روى همه لباسها پوشيده مىشود جلباب گفته مىشود ; بنابراين « و تجلببوا السّكينة » يعنى برحسب ظاهر به وقار و آرامش تظاهر كنيد . ترس از خدا را در اعماق دل خود قرار دهيد ، ولى وقار و آرامش را روى لباسهاى خود بپوشيد ، يعنى تظاهر به وقار كنيد .